الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
46
رسالت عاشورايى (فارسى)
عَنْ رَسُولِ اللهِ لُحْمَتُهُ بَلْ هِي مَجْمُوعَةٌ لَهُ في حَظيرَةِ الْقُدسِ تَقِرُّ بِهِمْ عَيْنُهُ وَ يُنَجِّزُ بِهِمْ وَعْدَهُ الا فَمَنْ كانَ باذِلًا فينا مُهْجَتَهُ ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنا فَانّني راحِلٌ مُصْبِحاً انْ شاءَ اللهُ تَعالى . « 1 » سپاس براى خداست و آنچه خواست اوست مىشود و نيرويى جز به خدا نيست و درود خدا بر پيغمبرش . مرگ ، بر فرزندان آدم نوشته شده و آنها را احاطه كرده ، مانند گردن بند بر گردن دختر جوان . من بسيار مشتاق به ديدار گذشتگان خويشم همانگونه كه يعقوب مشتاق ديدار يوسف بود . براى من قتلگاهى است كه من آن را خواهم ديد . گويا مىبينم كه در ميان نواويس و كربلا ، گرگان بيابان ، رگهاى مرا پاره مىكنند تا شكمهاى گرسنه خود را سير نمايد . از چنان روزى كه با قلم قضا نوشته شده گريزى نيست ، رضاى خدا رضاى ما خاندان است . بر بلاى او صبر مىكنيم تا به ما مزد صابران عطا فرمايد . هرگز پاره تن پيغمبر از او جدا نشود ، بلكه با او در حظيره قدس در يك جا باشد ، چشمش به پارههاى تنش روشن شود و به واسطه ايشان به وعده خود وفا كند . آگاه باشيد ! هركس از ريختن خون خويش در راه ما دريغ ندارد ، و دل به شهادت و لقاى خدا مىنهد با ما كوچ كند كه من بامداد كوچ خواهم كرد . ان شاء الله تعالى . اين بود منطق امام حسين ، و سخنان شور انگيز و قاطع او در برابر كسانى كه وى را از تصميمى كه داشت باز مىداشتند . بسا اشخاصى كه هدف و مبدأ بزرگى را در نظر مىگيرند و برنامههايى
--> ( 1 ) . سمو المعني ؛ ص 115 .